قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

498

تاريخ الفي ( فارسى )

بن بديل را قتل كرديم ، هاشم بن عتبه را هلاك ساختيم و عمّار ياسر را بكشيم . نعمان بن بشير چون اين سخن شنيد روى از او گردانيده گفت : و اللّه ما لات و عزّى مىپرستيديم و عمّار تنها به عبادت حق سبحانه و تعالى قيام مىنمود و ظاهرا به توحيد حقّ سبحانه و تعالى اقرار مىنمود و بر انواع ايذاء مشركان صبر و تحمّل مىورزيد و پيغمبر در شأن او فرمود : اى عمّار بر ايذاء و عقوبت اعداء ما صبر كن كه بازگشت تو به بهشت خواهد بود . و باز آن حضرت فرمود : عمّار خلق را به بهشت دعوت مىكند و ايشان به دوزخ مىخوانندش . و نيز در حقّ او فرمود : عمّار سر تا پا پر از ايمان است . و مرويست كه يك روزى حضرت از روى مهربانى دست مبارك خود بر تهيگاه عمار نهاد و گفت : اين تهيگاه مؤمن است . و در روز بدر كسى كه مادر و پدر او مؤمن باشند حاضر نبوده مگر عمّار . و اين به اعتقاد جماعتى است كه پدر امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، را مسلمان نمىدانند ، « 1 » چنانچه بعضى از علماء اهل سنّت بر آن رفته‌اند ، و امّا بنابر اعتقاد محققّين اهل سنّت و جمهور اهل بيت ، عليهم السّلام ، امير المؤمنين على در آن غزوه حاضر بود و مادر و پدر آن حضرت به اعتقاد ايشان به شرف اسلام مشرّف شدند و مادر و پدر صدّيق مسلمان بودند . و از جملهء شهداى اين روز ابو الهيثم بن مالك التّيّهان « 2 » نقيب رسول اللّه ، صلّى اللّه عليه و آله ، بود . و ابىّ بن قيس برادر علقمة بن قيس [ فقيه ] « 3 » - كه صاحب عبد اللّه بن مسعود بود - نيز در اين روز كشته شد و پاى علقمه ديروز بريده شد و او دايم مىگفت كه دوست ندارم كه پاى من درست بود ، زيرا كه به‌واسطهء بريدن اين پاى ثواب عظيم از حضرت حق سبحانه و تعالى اميدوارم ، كه در صحّت اين عضو آن ثواب متوقع نبود . و علقمه ، به‌واسطهء حضور او در صفّين و موافقت امير المؤمنين ، بر ياران ابن مسعود تفاخر مىنموده . و در مقصد اقصى آورده كه ابن علقمه گويد : مرا آرزوى آن بود كه برادر خود را ابىّ بن قيس و بعضى از برادران خود را در خواب بينم تا احوال ايشان بر من ظاهر شود . تا آنكه بعد از مدتى برادر خود را به خواب ديدم . پرسيدم كه : اى برادر شما را چه پيش آمد ؟ گفت : با قوم خود در حضرت پروردگار حجّت جستم . حجّت ما بر ايشان غالب آمد و ايشان مغلوب و مخذول گشتند . از اين حال خوشحال گرديدم . مرويست كه در اين محل معاويه پيش امير المؤمنين على قاصدى فرستاد كه : اگر مصلحت مىبينى فردا از قتال بياساييم . امير المؤمنين فرمود : اى پسر جگرخوار ! اگر جنگ و خون

--> ( 1 ) . سيرهء رسول الله ، ج 1 ، ص 178 . ( 2 ) . م : اليهتان . ( 3 ) . اين افزوده از طبرى است .